Warning: session_start() [function.session-start]: Cannot send session cookie - headers already sent by (output started at /home/mokashef/public_html/mojahed.ir/wp-includes/functions.php:6594) in /home/mokashef/public_html/mojahed.ir/wp-content/plugins/easy-contact/econtact.php on line 112

Warning: session_start() [function.session-start]: Cannot send session cache limiter - headers already sent (output started at /home/mokashef/public_html/mojahed.ir/wp-includes/functions.php:6594) in /home/mokashef/public_html/mojahed.ir/wp-content/plugins/easy-contact/econtact.php on line 112
مجاهد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ«24/ توبه»

بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آورده‏اید و تجارتی که از کسادش بیمناکید و سراهایی را که خوش می‏دارید نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوست‏داشتنی‏تر است پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد و خداوند گروه نافرمانبردار را هدایت نمی‏کند

به روز رسانی

۳۱ شهریور ۱۳۸۸ مجاهد بدون دیدگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

با عرض تشکر از بازدید شما، در ابتدای شروع به کار وبلاگ “مجاهد” لازم می دانم پیشاپیش بابت تأخیر در به روز رسانی وبلاگ از محضر شما بزرگواران عذر بطلبم، مطالب این وبلاگ همانطور که مشاهده می فرمائید و إن شاءالله در آینده به لطف خداوند جلّ و علی بیشتر شاهد خواهید بود، کپی برداری از مطالب دیگران و به نمایش گذاشتن اخبار و مقالات و مطالب سایت ها و وبلاگ های دیگر نیست، نوشتارها تحلیلی است و قطعاً بهتر از بنده می دانید که نگارش مطالب تحلیلی نیاز به “ذهن آرام” و “وقت آزاد” دارد (خصوصاً اگر بخواهیم مطالبمان إن شاءالله به دور از غرض ورزی و مرضی رضای الله جلّ و علی باشد) دو پارامتر معروض، به لطف دولتمردان ما امروز بسیار کمیاب است، “گفتند یافت می نشود، گشته ایم ما…”. از سویی هر روز یک جنجال تازه، عزل و نصب های …، اظهار نظرهای…، تصمیم های… و از سوی دیگر دغدغه معاش و… هزاران هزار مانع ریز و درشت دیگر، امّا “گفت آنچه یافت می نشود؛ آنم آرزوست”. تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل…

سپاسگزارم که همچنان با بنده همراه خواهید بود، لطفاً عذر بنده را پذیرا باشید

دسته هادلنوشته برچسب ها:

تحلیل رویدادهای پیش و پس از انتخابات (۱)

۲۱ شهریور ۱۳۸۸ مجاهد ۳ دیدگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

ناگفته پیداست که شرایط امروز جامعه بسیار پیچیده است، لااقل با نگاهی گذرا به حوادث پیش و پس از انتخابات، پیچیدگی شرایط کاملاً هویدا می شود. حقیقتی وجود دارد که گرچه بسیاری سعی در انکار آن دارند امّا حقیقت هرگز قابل انکار نیست و ماه همیشه پشت ابر پنهان نمی ماند، آن حقیقت این است که شکاف عمیقی بین “حاکمیت و حکام” و “ملت” به وجود آمده است، نمی دانم با چه توجیهی مسئله ای را که اینچنین اظهر من الشمس است را تکذیب می کنند و معتقدین به این شکاف را متهم به سیاه نمایی و عامل و بلندگوی بیگانگان معرفی می کنند( ظاهراً باید طی بیانیه ای از -به زعم آنها کفار- بخواهیم مواضع به حقّ ما را بیان نکنند تا ما متهم به بازگویی منویات بیگانگان نشویم)، با یک نقل قول از یک مقام حکومتی مسئله را بیشتر می شکافم:

سردار عراقی فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص) تهران[ فرمانده مستقیم نیروهایی که در حوادث اخیر عهده دار تأمین امنیت تهران شدند] : “روز ۲۵ خرداد ماه سنگین ترین راهپیمایی برگزار شد و عوامل آن توانستند هر کسی را که با نظام حرف داشت به خیابان بیاورند.”(۱)

طبق اعلام رسمی جناب آقای دکتر قالیباف شهردار محترم تهران در روز ۲۵ خرداد جمعیتی بالغ بر ۵ میلیون نفر (البته این اعلام بعدها توسط سایت ها و روزنامه های حامی دولت تکذیب شد، اما خود ایشان آن را تکذیب نکردند) در حد فاصل میدان انقلاب تا میدان آزادی به راهپیمایی آرام پرداختند (به اعتراف دوست و دشمن در تمام ۳۰ سالی که از انقلاب اسلامی می گذرد هرگز چنین جمعیت عظیمی حتی در ۳۰ سالروز ۲۲ بهمن که همان پیروزی انقلاب است به خیابان ها نیامدند)، صد البته تمام جمعیت مردم حاضر در خیابان محدود به این قسمت از شهر نبود، بلکه در محلات یوسف آباد، فاطمی، عباس آباد، مطهری، میدان ولی عصر(عج)، میدان ونک، جام جم، پارک وی، تجریش، نارمک، تهرانپارس و… جمعیت بسیاری حاضر بودند که به دلیل فقدان آمار رسمی از تعداد افراد حاضر، از ذکر اعداد و ارقام پرهیز می کنیم.

بنا بر آمار رسمی مرکز آمار ایران، طبق آخرین سرشماری، جمعیت تهران حدود ۱۲ میلیون نفر است(۲) (گر چه طبق آمار ارائه شده توسط رئیس شورای شهر تهران و همچنین معاون مالی و اداری شهرداری تهران جمعیت تهران در روز حدود ۱۰ میلیون نفر و در شب حدود ۸ میلیون نفر است)(۳)، اماّ آیا در روز ۲۵ خرداد هم این حداقل ۶ میلیون نفر، از جمعیت کلی ۱۲ میلیون نفری (طبق آمار رسمی مرکز آمار ایران) در خیابان های تهران حاضر شدند؟ قطعاً خیر، همگی خوب به یاد داریم که با توجه به ناامنی اوضاع شهر در درگیری های منتهی به روز ۲۵ خرداد و ضرب و شتم گسترده مردم توسط نیروهای امنیتی در نقاط مختلف شهر، بسیاری از کسانی که از حاشیه شهر برای حضور در محل کار خود در طول روز به تهران مراجعه می کنند، در آن روزها با همکاری و مساعدت صاحبان مشاغل، زودتر از روزهای قبل از محل کار خود خارج شده و به هر طریقی تا قبل از ساعت ۶ و ۷ خود را به منزل می رساندند تا از گزند باتوم و گاز اشک آور و سیلی و مشت و لگدهای مأموران و بازداشت شدن و بدون نان آور ماندن خانواده خود در امان بمانند ( خودم در روزهای ۲۲، ۲۳ و ۲۴ خرداد در محدوده دو راهی یوسف آباد و مطهری به عینه شاهد بودم که چطور مأموران امنیتی علاوه بر تعدّی به معترضان، افراد رهگذر از جمله زنان و دختران را زیر ضربات باتوم و مشت و لگد خود لِه می کردند، چه گریه ها و ضجّه ها که دیدم و شنیدم، صد البته کودکان هم در این میان بی نصیب نماندند ( همین جا فرصت را غنیمت شمرده و اعلام برائت می کنم از معدود اراذل و اوباشی که با آتش زدن سطل های آشغال و اتوبوس های شرکت واحد بهانه به دست مأموران دادند تا اینچنین به جان مردم بیفتند و جنایاتی را مرتکب شوند که در روزهای بعد و مثل همیشه، اول انکار شود و وقتی با پخش تصاویر و عکس ها ثابت شد، فرماندهان ارشد آن را به نیروهای خودسر و دون پایه حواله دهند… و از همه بیشتر از همین ارذل و اوباش شاکیم که در پوشش مردم به ارضای هواهای نفسانی خود پرداختند و باعث شدند حکام برای موجه جلوه دادن جنایات خود، مردم را اغتشاشگران بنامند ). پس در بدبینانه ترین حالت محاسبات، جمعیت معترضان حاضر در خیابان بیش از نیمی از جمعیت تهران بودند ( گر چه همگی واقفیم که ایران فقط تهران نیست امّا تهران اشل کوچکی از ایران است)، امّآ مسئله به همین تعداد ختم نمی شود، بسیاری از معترضان علاوه بر حضور خود برای اعلام اعتراض به شرایط موجود، به نمایندگی از طرف کسانی به خیابان آمدند که به دلایل مختلف نتوانستند به صف معترضان بپیوندند( نمونه عینی آن که قطعاً همه آن را دیدند و قابل انکار نیست، جمعیت بی شماری بودند که از پنجره های ساختمان های رفیع شمال و جنوب خیابان آزادی در حمایت از معترضان شعار می دادند. دلایل عدم حضور مستقیم این عزیزان کاملاً روشن است و نیازی به بازشماری آنها نیست).

با مرور مطالب فوق در میابیم که اکثریت مردم با نظام حرف دارند! ولی شرایط و برخوردها، بغض ها را در نطفه خفه کرده است، آیا این چیزی جز شکاف بین حاکمیت و مردم است؟!

ذکر یک نکته مهم در این میان لازم به نظر می رسد، هم بنده و هم شما به خوبی می دانیم که “تقلب” در انتخابات بهانه ای بیش نبود برای بیان بغض های فرو خورده ملت در این بیست سال پس از رحلت حضرت امام (ره). هر عقل سلیمی تشخیص می دهد که تقلب در حد ۱۲ میلیون رأی چیزی دور از عقل است، امّا معتقدم “تخلفات” گسترده ای در این انتخابات صورت گرفت که إن شاءالله در مقالات بعدی به آن خواهم پرداخت. مانور حکام و عوامل آن بر روی واژه “تقلب” بسیار بیشتر از کاندیداهای معترض و مردم بود، چرا که آنها می کوشیدند افکار عمومی ایران و جهان را به این سمت سوق دهند که اساساً این اعتراض گسترده مردمی در پی ادعایی موهوم و جعلی است و مردم فریب خورده اند و گر نه مشکل دیگری با نظام ندارند و کلاً مملکت گل و بلبل است و همه از همه چیز راضی هستند. امّا زهی خیال باطل، چون مردم این فرصت را غنیمت شمردند تا حرف های فرو خورده در این سالها را فریاد بزنند، هر چند با سوء مدیریت این جریان، به جای شنیدن حرف مردم و یافتن راه حلی برای خاموش نمودن آتش خشم آنها، با سرکوب نظامی، باعث فرو رفتن این آتش به زیر خاکستر شدیم و باید دائماً این دغدغه را داشته باشیم که هر لحظه ممکن است این آتش با قدرتی بیش از پیش سر برآورد ( آقای هاشمی رفسنجانی را به نماز جمعه دعوت نکنیم، به بهانه وجود گرد و غبار در آستانه سالگرد ۱۸ تیر تهران را به تعطیلی بکشانیم و شرایط خروج مردم از تهران را فراهم کنیم، به بیت حضرت امام (ره) چنان فشار بیاوریم که ناچار به تعطیلی مراسم شبهای احیاء پس از بیست سال در مرقد معظم له شوندو… و چنان مردم را بی اعتماد کنیم که حتی تغییر مکان مراسم نماز عید فطر از مصلی به دانشگاه تهران به دلیل تعمیرات را هرگز باور نکنند و مجبور شویم انواع و اقسام گزارشات و مصاحبه ها از مصلی و با مسئولین آن را برای صحت ادعای خود تهیه و پخش کنیم ولی باز هم سرآخر مردم نپذیرند و آن را با حوادث اخیر مرتبط کنند) و این بار خدا می داند چه سرنوشتی در انتظارمان است… .

در حوادث اخیر ایرادات بسیاری را بر کسانی که مردم را به راهپیمایی آرام در خیابان ها دعوت می کردند و همچنین مردم حاضر در خیابان وارد نموده و انواع توهین و تهمت ها را متوجه آنها کردند، از جمله ادامه سخنان اخیر سردار عراقی که گفته اند: ” سردار عراقی با اشاره به خطبه های ۲۹ خرداد مقام معظم رهبری افزودند: پس از خطبه های معظم له، روشنگری های ایشان موجب ریزش عمده ای از جمعیت غافل که به خیابان ها می آمدند شد، امّا متأسفانه بیانیه مجمع روحانیون در مورد برگزاری راهپیمایی که به مثابه دهن کجی به نظام و نافرمانی بود جامعه را به نافرمانی مدنی دعوت کرد که در این مقطع سپاه، بسیج، ناجا و سایر نیروهای عمل کننده تصمیم گرفتند جلوی این نافرمانی را بگیرند.”(۴) در مورد این قسمت از سخنان ایشان چند نکته قابل توجه است، آیا توهینی از این بزرگتر وجود دارد که توده مردم و هر کسی را که به نوعی به حکومت انتقاد دارد را غافل بنامیم؟ بعید به نظر می رسد که آقای عراقی تعریفی را که خداوند متعال از افراد غافل در کلام الله ارائه فرموده اند را نداند: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْینٌ لَا یبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ «الأعراف/۱۷۹» (به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلهایی دارند که با آن نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند)، آقای عراقی آیا واقعاً به نظر شما هر که سخنی در مخالفت با حکام و حکومت دارد غافل است؟ آیا اساساً شما و همفکرانتان حقی برای مخالفان قائلید؟ آیا رسانه ای در اختیار آنان قرار داده اید؟ معدودی را هم که در اختیار آنها بوده تعطیل کرده و می کنید، مردم باید بتوانند با حکام بی پرده سخن بگویند، توجه شما را به بخشی از نامه حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر جلب می کنم:

“پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند، تا شخصا به امور آنان رسیدگی نمایی، و در مجلس عمومی با آنان بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند، من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می‏فرمود: (ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان، بی اضطراب و بهانه‏ای بازنستاند، رستگار نخواهد شد.) پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن، و تنگخویی و خود بزرگ بینی را از خود دور ساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید، و تو را پاداش اطاعت ببخشاید، آنچه به مردم می‏بخشی بر تو گوارا باشد، و اگر چیزی را از کسی باز می‏داری با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد.” و همچنین در فرازی از خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه فرموده اند: “پس خدای سبحان! برخی از حقوق خود را برای بعضی از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخی از حقوق برخی دیگر را واجب گرداند، و حقی بر کسی واجب نمی‏شود مگر همانند آن را انجام دهد. و در میان حقوق الهی بزرگترین حق، حق رهبر بر مردم، و حق مردم بر رهبر است، حق واجبی که خدای سبحان، بر هردو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پایداری پیوند ملت و رهبر، و عزت دین قرار داد. پس رعیت اصلاح نمی‏شود جز آنکه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمی‏شوند جز با درستکاری رعیت. و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد، و راههای دین پایدار، و نشانه‏های عدالت برقرار، و سنت پیامبر (ص) پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود، و مردم در تداوم حکومت امیدوار، و دشمن در آرزوهایش مایوس می‏شود. اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیت ستم کند، وحدت کلمه از بین می‏رود، نشانه‏های ستم آشکار، و نیرنگبازی در دین فراوان می‏گردد. و راه گسترده سنت پیامبر (ص) متروک، هواپرستی فراوان، احکام دین تعطیل، و بیماریهای دل فراوان گردد، مردم از اینکه حق بزرگی فراموش می‏شود، یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می‏یابد، احساس نگرانی نمی‏کنند، پس در آن زمان نیکان خوار، و بدان قدرتمند می‏شوند، و کیفر الهی بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود. پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید، و نیکو همکاری نمایید. درست است که هیچ کس نمی‏تواند حق اطاعت خداوندی را چنانکه باید بگذارد، هر چند در به دست آوردن رضای خدا حریص باشد، و در کار بندگی تلاش فراوان نماید، لکن باید به مقدار توان، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و برپا داشتن حق، و یاری دادن به یکدیگر است. هیچ کس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین بیشتر باشد، بی‏نیاز نیست که او را در انجام حق یاری رسانند، و هیچ‏کس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در دیده‏ها بی‏ارزش باشد، کوچکتر از آن نیست که کسی را در انجام حق یاری کند یا دیگری به یاری او برخیزد.”

مردم ایران بسیار بسیار نجیب و فرمانبرارند و حقوق حکومت و حکام را به تمامی ادا کرده اند، امّا آیا حکام هم حقوق متقابل مردم را رعایت نموده اند؟ در جامعه امروز چنان تقدیس نمایی و قدیس سازی شده است که خودسانسوری به حد اعلای خود رسیده و کسی جرأت کوچکترین انتقاد از حکام را ندارد، چون متهم به کفر و بی دینی و عامل بیگانه بودن و نفوذی دشمنان و منافق بودن می گردد، طلب حق چنان برای شما عجیب شده است که تیر مستقیم خود را به روی مردم معترض گشودید، درست است که عده ای از حاضران در خیابان جزو اراذل و اوباش بودند (گرچه آنها هم مستحق کشتار خیابانی نبودند، بلکه باید بازداشت و در دادگاه صالحه محاکمه و به مجازات عمل خود می رسیدند) امّا عده زیادی از مردم بی گناه نیز در این میان کشته شدند. هیچ می دانید چه کرده اید؟ قرآن کریم در این مورد صریح است که: “…مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیا النَّاسَ جَمِیعًا …«۳۲/ مائده» (هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.) پس از این جنایت عظیم و نابخشودنی، فرمانده ناجا در تحلیل اوضاع و پس از ارائه آمار کشته شدگان، به این جمله اکتفا می کند که: “وقتی قرار است یک اجتماع غیرقانونی پراکنده شود، تفکیک برای ماموران ناجا امکان‌پذیر نیست.”(۵) آیا تصور می کنید در روز قیامت و در پیشگاه الله تعالی، بهانه حفظ نظام و بیان عدم امکان تفکیک مجرم از مردم، در توجیه کشتار نفوس بی گناه پذیرفتنی است؟ حفظ نظام با خونریزی میسّر نمی گردد، حضرت علی (ع) در فرازی دیگر از نامه خود به مالک اشتر می فرمایند: “هشدار از خون ناحق از خونریزی بپرهیز، و از خون ناحق پروا کن، که هیچ چیز همانند خون ناحق کیفر الهی را نزدیک، مجازات را بزرگ، و نابودی نعمتها را سرعت، و زوال حکومت را نزدیک نمی‏گرداند، و روز قیامت خدای سبحان قبل از رسیدگی اعمال بندگان، نسبت به خونهای ناحق ریخته‏شده داوری خواهد کرد، پس با ریختن خونی حرام، حکومت خود را تقویت مکن. زیرا خون ناحق حکومت را سست، و پست، و بنیاد آن را برکنده به دیگری منتقل سازد، و تو، نه در نزد من، و نه در پیشگاه خداوند، عذری در خون ناحق نخواهی داشت چرا که کیفر آن قصاص است و از آن گریزی نیست، اگر به خطا خون کسی ریختی، یا تازیانه یا شمشیر، یا دستت دچار تندروی شد، که گاه مشتی سبب کشتن کسی می‏گردد، چه رسد به بیش از آن، مبادا غرور قدرت تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول باز دارد!” پناه بر خدا از عاقبت این جنایت.

در بخشی دیگر از سخنانتان بیانیه مجمع روحانیون را به مثابه دهن کجی به نظام و دعوت جامعه به نافرمانی مدنی قلمداد نموده اید. اولاً که اگر شعار “مردمسالاری دینی” سرلوحه حکومت است، باید تاب عناصر وابسته به آن را نیز بپذیریم، نافرمانی مدنی یکی از شروط اصلی مردمسالاری در مواقعی است که مردم از راههای قانونی نمی توانند مطالبات و حقوق خود را پیگیری کنند و این در تمام دنیا رایج است (البته با برنامه ای که آقای احمدی نژاد ادعا دارند برای اداره دنیا تدارک دیده اند، شاید این اصل برای همیشه نابود شود و مردم دنیا مجبور شوند هر چه را که حاکم گفت –چه حق و چه ناحق- بگویند سمعاً و طاعتا) اگر این اصل را قبول ندارید شما بفرمائید که مردم چگونه باید مطالبات و اعتراضات و انتقادات خود را بیان کنند؟ طبق اصل هشتم قانون اساسی: “ در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر” یکی از راههایی که قانون برای بیان مطالبات و حقوق مردم در نظر گرفته است، اصل بیست و هفتم قانون اساسی است: “تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح،به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است” آیا راهپیمایی مردم معترض دهن کجی به نظام است یا نادیده گرفتن حقوق و مطالبات مردمی که بنیانگذار این نظام آنها را “ولی نعمت” خطاب فرمودند؟! مجمع روحانیون بزرگانی را در خود جای داده که از یاران اصلی و دیرین امام (ره) و انقلاب و از پایه گزاران نظام در کنار معظم له بودند، سوابق ایشان در زندان های طولانی و شکنجه های سخت در طول مبارزات پیش از انقلاب و حضور آنها در طول هشت سال دفاع مقدس مؤید حقانیت ایشان است، سوابقی که مدعیان امروزی و دروغین انقلاب و پیروی امام (ره) و حامیان آنها از آن بی بهره اند. مردم بر خلاف نظر شما که آنها را “غافل” می دانید، بسیار هوشیارند و با رصد شرایط کشور به خوبی تشخیص می دهند که کجا باید در صحنه حاضر شوند و چگونه باید عمل کنند.

مسئولین محترم، مجمع روحانیون و آقایان موسوی و کروبی و مردم همراه ایشان را متهم به قانون گریزی نمودید، گر چه ما معتقدیم طبق اصل بیست و هفتم قانون اساسی، عملی غیر قانونی انجام نداده ایم، امّا دلیل این به زعم شما قانون گریزی کاملاً مشخص است. چون شما قاعده بازی را رعایت نکردید. به درخواست جمع کثیری از نخبگان سیاسی و مردم که درخواست در اختیار داشتن رسانه ای برای بیان اعتراضات و دیدگاه های خود و پاسخ به اتهامات گسترده و واهی را داشتند بی اعتنایی کردید، روزنامه ها و سایت ها و وبلاگ های منتقد را به اتهام موهوم و جعلی “تشویش افکار عمومی” و “اقدام علیه امنیت ملی” با حکم دادستان تهران تعطیل کردید. ] آقای سعید مرتضوی معروف به “قاضی مرتضوی”، کدام روزنامه و رسانه در “تشویش افکار عمومی” به گرد پای “کیهان”، “جوان” (ارگان مطبوعاتی سپاه)، “فارس نیوز ( ارگان اینترنتی سپاه) رجانیوز و انصارنیوز (وابسته به فاطمه رجبی و پیرو مکتب ضاله رجبیسم!) می رسد؟[ ، رسانه ای را هم که اسمش را “رسانه ملی” گذاشته اید در واقع “رسانه آقای عزت اله ضرغامی و دوستان” است که آن را در اختیار آقایان کامران نجف زاده و علیرضا مرآتی و امثالهم گذاشتند تا انواع و اقسام گزارش های سفارشی، جعلی و خلاف واقع را به سمع و نظر بینندگان برسانند ( آن هم از چند روز پس از شروع درگیری ها، تا قبل از آن چنان وانمود می کردند که پس از حضور حدود چهل میلیونی مردم پای صندوق های رأی، مملکت گل و بلبل است و امنیت کامل در تمام کشور حکمفرماست و اصل قضیه اعتراضات مکتوم بود، تا اینکه در غروب ۲۵ خرداد طبق آمار رسمی حکومت هفت نفر کشته شدند و دیگر چاره ای نبود جز… همچنین باید واهمه ای برای عدم حضور مردم در روزهای بعد در سطح خیابان ها ایجاد میشد که البته ناکام ماند، نمونه ای از دهها گزارش جعلی “رسانه آقای ضرغامی” گزارش مربوط به “ترانه موسوی” بود که با افشاگری آقای کروبی جعلی بودن آن محرز شد، خصوصاً با توجه به اینکه هیچیک از افراد مورد اتهام در افشاگری ایشان، مسئله را تکذیب نکردند) و انواع تحلیل های خیالی و مصاحبه های جهت دار با حامیان آقای احمدی نژاد را که به صورت رگباری اتهامات بدون سند و اثبات نشده را به افراد و جریان مخالف روا داشتند ترتیب دادند و لحظه ای وقت برای پاسخگویی به این اتهامات در نظر نگرفتند، البته مردم فهیم کشورمان هرگز این دروغ پردازی ها را باور نکردند و “سیه روی شد هر که در او غش بود” ( نتیجه اش کاهش چشمگیر بینندگان “رسانه آقای ضرغامی” است که انصافاً قابل انکار نیست) پس مردم چگونه باید حرف خود را به گوش مسئولان می رساندند؟ قطعاً چاره ای جز حضور در خیابان نداشتند. بارها و بارها آقایان موسوی و کروبی و مجمع روحانیون درخواست مجوز برگزاری راهپیمایی آرام نمودند، امّا هر بار با آن مخالفت شد. البته این تجمعات فقط برای معترضین به شرایط حکومت و طرفداران جناب آقای موسوی غیر قانونی است، زیرا تجمعی که به دعوت حامیان دولت در مورخه ۲۶ خرداد در میدان ولی عصر(عج) برگزار شد و در آن هزاران هزار پوستر تمام رنگی گلاسه در طرح های متنوع و با شعارهایی با مضامین مختلف که با هزینه بیت المال چاپ شده و بین طرفداران ایشان پخش شد و در میدان ولی عصر(عج) برای این تجمع جایگاه سخنرانی تعبیه گردید و دهها بلندگو در این میدان و اطراف آن نصب شد و از همه مهم تر تبلیغات گسترده ای که توسط تلویزیون به صورت زیر نویس در شب پیش از آن انجام گرفت و سر آخر مشخص شد برای این تجمع هیچگونه مجوزی صادر نشده است، باعث موضع گیری آقایان نشد و از نظر آنها این جزو تجمعات غیر قانونی نبود! هیچیک از این تجمعات مسلحانه و مخل مبانی اسلام نبود ( هر چند برخی ادعا کردند تعدادی افراد مسلح در میان مردم حضور داشتند، ادعایی که هرگز ثابت نشد، در یک مورد که خیلی هم توسط رجانیوز و فارس نیوز و انصارنیوز و… روی آن مانور شد، عکس آن فرد اسلحه به دست در خیابان فاطمی بود که فردای روز انتشار، کاشف به عمل آمد ایشان مجنون است و اسلحه اسباب بازی به دست داشته است، یا ادعای انتصاب قتل خانم ندا آقا سلطان به همین به اصطلاح مردم مسلح، ادعایی که باز هم از اثبات آن عاجز ماندند) پس چرا مجوز برگزاری آن را صادر نکردید تا اینگونه مردم به خاک و خون کشیده نشوند؟ فقط یک فرض در مورد غیر قانونی بودن این اجتماعات متصّور است، این اجتماعات، طبق قانون، از لحظه ای می تواند غیر قانونی شده باشد که افراد “لباس شخصی” مسلّح به میان مردم آمدند و تیر مستقیم به سوی آنها شلیک کردند ( قطعاً فیلم ها و عکس های مربوط به این افراد و شلیک مستقیم آنها را دیده اید) اینها بودند که اجتماع را مسلحانه کردند و باعث تحریک و تهییج مردم و سوء استفاده اراذل و اوباش برای رسیدن به مطامع خویش شدند، نیروی انتظامی به جای مقابله با “لباس شخصی”ها به کمک آنها می شتافت و مردم را به باد کتک می گرفت و شرایط را برای قدرت نمایی و شلیک آنها به سوی مردم بی دفاع فراهم می نمود، البته اینطور وانمود می شود که افراد “لباس شخصی” پدر و مادر سیاسی ندارند و تا مدتها وجود آنها انکار میشد، ولی جدیداً مسئولین لطف نموده و اشارات مختصری به آنها داشته اند، شاید آن قسمت از صحبت های سردار عراقی که به “سایر نیروها” اشاره کرده اند ناظر بر همین افراد باشد. …

ادامه دارد…

———————————————————————————–

پانوشت:

۱-      روزنامه اعتماد- سال هشتم- شماره ۲۰۴۹

۲-      سایت مرکز آمار ایران http://www.sci.org.ir

3-      http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=1028 http://nosazi.tehran.ir/Default.aspx?tabid=6035&ctl=Details&mid=10789&ItemID=110128&language=en-US

4-      روزنامه اعتماد- سال هشتم- شماره ۲۰۴۹

۵-      همشهری آنلاین http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=90010

دسته هاسیاسی برچسب ها:

سرآغاز

۱۴ شهریور ۱۳۸۸ مجاهد ۵ دیدگاه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

سلام

با نگاهی بی طرفانه به وضعیت چند سال اخیر جامعه، شاهدیم که متأسفانه “امر به معروف و نهی از منکر” کارساز نبوده و اینطور که از شواهد بر می آید، نخواهد بود، پس به مصداق آیه شریفۀ: «وَمَا لَکُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا» «النساء/۷۵»¹ چاره ای جز جهاد نداریم، نظر به عصری که در آن واقعیم و با نگاهی واقع بینانه به شرایط خود و گروه مقابل، جهاد در دنیای سایبر اولویت دارد، امّا گروه مقابل کیستند و با که جهاد می کنیم؟ کلام الله شریف در این مورد صریح است: «الَّذِینَ آمَنُوا یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیاءَ الشَّیطَانِ إِنَّ کَیدَ الشَّیطَانِ کَانَ ضَعِیفًا» «النساء/۷۶»²، آنان که در پوشش دین می کنند هر آنچه را که نباید و هر آن چه را که مرضی رضای ذات اقدس اله نیست (هر چند خود از آن غافلند و نمی دانند پا جای پای شیطان می گذارند)، آنها به سختی با ما در حال جنگند، پس ما نیز از خود دفاع می کنیم و این معنای واقعی جهاد در اسلام است.

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْکُمْ وَالصَّابِرِینَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَکُمْ

ما همه شما را قطعا می‌آزمائیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند، و اخبار شما را بیازماییم «محمد/۳۱»


پانوشت:

۱- و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‏جنگید همانان که مى‏گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما

۲- کسانى که ایمان آورده‏اند در راه خدا کارزار مى‏کنند و کسانى که کافر شده‏اند در راه طاغوت مى‏جنگند پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان [در نهایت] ضعیف است

دسته هادلنوشته برچسب ها: